السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )
102
على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )
پس در حقيقت شما مالك اين صور ذهنى و افعال و آثارشان هر دو هستيد و هنگامى كه شما انسانى را در ذهن ، تخيّل و تصوّر مىكنيد كه مىخورد و مىنوشد و به مردم نيكى و احسان مىنمايد و يا به عكس ، بىرحمانه دست به كشتار آنان مىزند ، اين انسان ذهنى و خيالى شما مالك افعال و آثار خويش است ولى شما مالك آن انسان خيالى و آثار و افعالش هردو مىباشيد و آن آثار و افعال به انسان خيالى و ساختهء ذهن شما به عنوان اينكه فاعل آنهاست مثلا مىخورد و مىنوشد ، نيكوكار و يا قاتل است ، نسبت داده مىشود اما شما فقط موجود و آفرينندهء آن صورت ذهنى و آن انسان خيالى هستيد و تنها به او هستى بخشيدهايد و هرگز به شما نمىگويند كه شما مىخوريد و مىآشاميد و احسان مىكنيد و آدم مىكشيد ، با اينكه اين كارها همگى كار همان صور خيالى است كه شما ايجاد كردهايد ( دقّت شود ) . مؤلّف رحمه اللّه گويد : اينها بخشهايى از سخنان على عليه السّلام پيرامون مسائل فلسفهء الهى است كه با وصف ناتوانى و كمى سرمايه و با نبودن مجال كافى ، قسمتى را نقل كرديم ليكن با كمى مندرجات رساله و اختصار جملات ، وافى به مقصود غايى ما است . منظور از ايراد و نقل سخنان آن حضرت ، سه مطلب زيرين است : 1 - براى مردمان محقّق و بابصيرت و علاقهمندان به فلسفه و كاوشگران مسائل آن ، ثابت شود كه على عليه السّلام در ميان امّت اسلامى ، نخستين كسى است كه پيرامون فلسفهء الهى ، كلمات منطقى و مستدل